شمس الدين محمد كوسج

86

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )

بكوشيد و وى را به چنگ آوريد * مگر پهلوان را به چنگ آوريد « 1 » بگفت اين و از جاى انگيخت « 2 » اسب * بيامد به كردار آذرگشسب زواره چو از دور او را بديد « 3 » * بزد دست و گرز گران بركشيد همه لشكر ترك پير و جوان * گشادند بازو به تير و كمان زواره چو ديد آن‌چنان خيره شد * جهان پيش چشمش همه « 4 » تيره شد به دل گفت ترسم كه آمد زمان * رها گردد از بند شير ژيان بماند سرم زير ننگ اندرون * تهمتن ببارد « 5 » بدين كينه خون به نزد « 6 » فرامرز هومان به « 7 » كين * همى برنورديد روى زمين ز هر سو كمين كرده بر پهلوان « 8 » * فرامرز را كرده اندر ميان « 9 » ز هر سو كه رفتى جهان‌جوى مرد * برآوردى از جان بدخواه گرد « 10 » بسى نامداران لشكر بكشت * چو لشكر چنان ديد بنمود پشت « 11 » به هومان چنين گفت اى بدكنش * سزاوار پيغاره و « 12 » سرزنش چرا چون زنان چاره‌جويى به جنگ * كمين آورى پيش جنگى پلنگ چو من با تو روى اندر آرم به روى * همه پشت بينم ز پيكار روى خود و « 13 » نامداران به بيراه و راه * شوى تا به نزديك توران سپاه « 14 »

--> ( 1 ) . چنين است در « ك » ( بدون قافيه ) مگر آنكه يكى از دو قافيه به جنگ خوانده شود ؛ ن ، م : بدين جاى تا بىدرنگ ( م : تا كى درنگ ) آوريد ؛ « پ » پس از بيت 1248 به بيت 1255 رفته است . ( 2 ) . ن : بركرد . ( 3 ) . ن : بيامد چو اندر زواره رسيد . ( 4 ) . ن : اندرش . ( 5 ) . ن : بيارد . ( 6 ) . ن : گرد . ( 7 ) . ن : ز . ( 8 ) . ن : و ساز جنگ . ( 9 ) . ن : در حلقه تنگ . ( 10 ) . ن : بيت را ندارد . ( 11 ) . ن : بيت را ندارد . ( 12 ) . ك : ز مردى ترا نيست جز ( ؟ ) ؛ متن : ن ؛ م ، پ : نترسى ز پيغاره و . ( 13 ) . ك : چو دو ( متن اصلاح قياسى است ) . ( 14 ) . « ن » به جاى بيت‌هاى 1264 - 1266 دارد :